Wednesday, November 03, 2004

 

کس دادن مامانم به پسر عمه ام


زنگ آخر معلم نداشتیم و زود تر تعطیلمون کردن.
یکی دو تا از دوستام گفتن بیا بریم فوتبال ولی من چون شب قبلش دیر خوابیده بودم و خیلی خوابم میومد نرفتم و رفتم خونه که تا مدرسه پنج دقیقه بیشتر راه نبود.
رسیدم خونه و درو باز کردم و از پله ها رفتم بالا و رسیدم دم در خونه.
کفش مردونه دم در توجهمو جلب کرد به خصوص که مال بابام نبود. آروم کلید انداختم و رفتم تو...اومدم مامانمو صدا کنم که دیدم یه صداهایی از تو اتاق خواب میاد.....صدایی مثل آه و ناله....کیفمو گذاشتم رو زمین و آروم رفتم سمت اتاق خواب....در اتاقباز بود و من پشت دیوار خودمو مخفی کردم تا بتونم ببینم چه خبره.
وای خدای من....چی میدیدم؟
مامانم لخت رو مبل دراز کشیده بود و حمید پسر عمه ام سرش لای پاهای مامانم بود و داشت کسشو میخورد...خیلی حشری شده بودم....مامانمم که همینطور داشت آه و اووه میکرد....پسر عمه ام که ده دوازده سالی از من بزرگتر بود خیلی خونهء ما رفت و آمد داشت اما نمیدونستم که با مادرم رابطه داره.....حالا داشتم میدیدم که از جاش بلند شد و پیرهن و شلوارشو درآورد و با شرت ایستاد جلو مامانم.
مامانم گفتچرا اینو در نمیاری؟چرا اصل کاری رو در نمیاری؟اونم جواب داد:اصل کاری رو خودت باید در بیاری زن دایی!
مامانم بلند شد و رو مبل نشست و دستشو برد سمت شرت پسر عمه م.....باورم نمیشد که مامانم دست به کیر حمید بزنه. ولی داشتم میدیدم که کیر شل و آویزون حمید رو از لای شرتش درآورد و شروع کرد باهاش ور رفتن و گاهی هم دستشو خیس میکرد و دوباره با کیرش ور میرفت.....بعد یهو کیر حمید رو دیدم که داره بزرگ و بزرگ تر میشه.....مامانم گفت
آها...اینجوری خوبه!و کیر حمیدو کرد تو دهنش و شروع کرد سرشو عقب جلو کردن و ساک زدن....حمید هم سرشو میبرد عقب و هر چند ثانیه یه بار یه آهی از روی لذت میکشید.....مامان من داشت کیر پسر عمه م رو میخورد؟
باور کردنی نبود.خلاصه بعد از یه مقدار ساک زدن حمید کیرشو گرفت تو دستشو شرتشو درآورد و رفت رو مبل و پاهای مامانمو داد بالا.....وااای...حالا میتونستم کس مامانمو خوب خوب ببینم...همیشه آرزو داشتم یه بار از نزدیک بتونم کس مامانمو ببینم...چند بار هم از کنار حموم سعی کردم دید بزنم ولی نشده بود...اما حالا میتونستم ببینم و حتی ببینم که حمید چطوری داره کیرشو رو کس مامانم بازی میده....حمید خیلی جدی کیرشو گرفته بود و دم سوراخ مامانم گذاشته بودو داشت بازی میکرد...کیرشو نمیکرد تو ولی روی کس مامانم میمالوند و مامانم رو حسابی حشری میکرد.
منم خیلی حشری شده بودم و کیرم راست راست شده بودو نمیدونستم باید چیکار کنم.....حمید کیرشو یهو کرد تو کس مامانمو صدای جیغ کوچیک مامانم منو به خودم آورد. میدیدم که کیر حمید همینطور داره میره تو کس مامانمو میاد بیرون و هر دوشون دارن آه و اووه میکنن و حال میکنن.
یه مدت که گذشت حمید کیرشو از تو کس مامانم درآورد و مامانمو برگردوند و از پشت کیرشو گذاشت دم کون مامانم و گفتالان دیگه میخوام پارت کنم!
من ترس برم داشته بود که نکنه واقعاً بخواد مامانمو اذیت کنه...ولی شنیدم که مامانم میگه:
آره....تا ته بکن تو کونم....جرم بده....با اون کیر کلفتت جرم بده
این بود که خیالم راحت شد!
حمید هم آروم آروم کیرشو میکرد تو کون مامانم و مامانم هم ها یه آه میگفت و ساکت میشد و بعد دوباره با یه ذره فشار کیر حمید دوباره احساس درد میکرد و باز ساکت میشد.چند دقیهقه طول کشید تا کون تنگ مامانم کیر گندهِ حمید رو تو خودش جا بده و وقتی که کیر حمید تا دسته رفت تو حرکت عقب جلوی کون حمید بهم فهموند که تلمبه زدن شروع شده....مامانم خیلی آروم ناله میکرد و معلوم بود که داره کیف میکنه.....میگفت:آها....بکن.....تو بلدی بکنی.....مردم کیر داییتو بکنم تو کونم نرفت.....کونمو نمیخواد
حمید هم با یه صدای سکسی گفت:
قربون این کون تنگت برم....جوووووووون
من دستم رو کیرم بود و داشتم باهاش ور میرفتم....اونا هم سرعت کارشون بیشتر شده بود و داشتن داد و هوار میکردن....فهمیدم که آب حمید داره میاد....مامانم داد میزد:
آبتو بریز تو کونم...میخوام تا خود روده هام حسش کنم....آبداغتو میخوام تو کونم بریزی
حمید هم محکم و محکم تر کیرشو فشار میداد و مامانمو میکرد و میکرد تا اینکه یهو صدای اونم بلند شد و فهمیدم که آبش داره میاد....هر بار که فشار میداد و معلوم بود داره آبشو میریزه تو کون مامان،مامانم هم یه جیغ بلند میزد...معلوم بود که حسابی داره حال میکنه.....
منم فهمیدم که الانه که کارشون تموم بشه و بیان بیرون و منو ببینن....این بود که آروم از اونجا اومدم تو هال و از خونه زدم بیرون.....بعد از یکی دو ساعت که تو خیابونا خودم رو الاف کرده بودم اومدم خونه...مامانم تا منو دید اومد و گفت
ناهار برات بکشم؟
مونده بودم چی بگم.....قیافه ش رو داشتم میدیدم و با خودم میگفتم "یعنی این همونیه که الان داشت به پسر عمه ام کس میداد؟"

Comments: Post a Comment

<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?